تبلیغات
نبرد دیگر... - خواص و لحظه های تاریخ ساز/ دوران لغزیدن خواص طرفدار حق/1
 
نبرد دیگر...
یا لثارات الحسین

بسم الله الرحمن الرحیم

 

در این مطلب خلاصه ای از کتاب خواص و لحظه های تاریخ ساز ارائه میشود...


زندگى انسانها در ادوار و زمانهاى مختلف ، گرچه در هر قطع ، شكل متمایز و منحصر به فردى از نظر فرهنگ ، حكومت ، اقتصاد، جمعیت ، قدرت و ... دارد اما از نظر سنتهاى تاریخى حاكم بر رفتار و اعمال اجتماعى ، سراسر شباهت و همانندى است . آن گونه كه امیر المومنین على علیه السلام

مى فرمایند: از حال فرزندان اسماعیل و فرزندان یعقوب عبرت گیرید، هان كه چقدر حالات ملتها مشابه و صفات و افعالشان شبیه همدیگر است.

تاریخ را همچنین مى توان از زوایاى متفاوتى مورد بررسى قرار داد. یكى از این زوایا مطالعه زندگى و شیوه حركت تاریخ سازان مقاطع مختلف زندگى بشر است در یك تقسیم بندى كلى ، جامعه انسانى به دو گروه خواص و عوام تقسیم میشود،

در تقسیم بندى این دو جریان اجتماعى ، مقام معظم رهبرى ، حضرت آیت الله خامنه اى مى فرمایند:

به جهات بشرى كه نگاه مى كنید، در هر جامعه اى در هر شهرى ، در هر كشورى ، با یك دید، با یك نگاه ، یا یك پرسش ، مردم تقسیم مى شوند به دو قسم ؛ یك قسم كسانى كه از روى تفكر و فهمیدگى و آگاهى تصمیم مى گیرند، كار مى كنند، بلكه راهى را مى شناسند و به دنبال آن راه حركت مى كنند، به خوب و بدش كار نداریم یك قسم اینها هستند حالا اینها را اسمشان را بگذاریم ، خواص به یك قسم كسانى هستند كه نه دنبال این نیستند كه بینند كه چه راهى درست است ، چه حركتى صحیح است ، بفهمند، بسنجند، تحلیل كنند، درك كنند، مى بینند جو این جورى است دنبال آن جو حركت مى كنند.

 اسم اینها را هم بگذاریم عوام ، پس جامعه را مى شود تقسیم كرد به خواص و عوام ... توى آنها كه ما مى گوییم خواص ، آدمهاى با سواد هم هست ، آدمهاى بى سواد هم هست ، گاهى كسى بى سواد است ؛ اما جزو خواص است ، مى فهمد كه دارد چكار مى كند، از روى تصمیم گیرى و تشخیص عمل مى كند و او درس نخوانده ... خواص كه مى گوییم از خوب و بدش ؛ یعنى كسانى كه وقتى عملى را انجام مى دهند، موضع گیرى مى كنند، راهى را انتخاب مى كنند، از روى فكر و تدبیر است ، مى فهمند و تحلیل مى كنند و عمل مى كنند، عوام یعنى كسانى كه وقتى جو به یك سمتى مى رود، اینها هم مى روند تحلیل ندارند، یك وقت مردم مى گویند زنده باد ... مى آید نگاه مى كند و مى گوید زنده باد.

 یك وقت مردم مى گویند مرده باد، نگاه مى كند،. بگوید مرده باد. یك وقت جو این جور است ، این جا مى آید، یك وقت جو آن جور است ، آن جا مى آید. خوب ، پس در هر جامعه اى خواصى داریم و عوامى . عوام را بگذاریم كنار، بیاییم سراغ خواص ، خواص طبعا دو جبهه هستند، خواص جبهه حق و خواص ‍ جبهه باطل . یك عده اى اهل فكر و فرهنگ و معرفت اند، براى جبهه حق دارند كار مى كنند، فهمیدند حق با این طرف است ، حق را شناختند دارند براى حق حركت مى كنند، اینها یك دسته اند.

 یك دسته هم نقطه مقابل حق اند ضد حق اند حال اگر برویم به صدر اسلام ، یك عده اى اصحاب امیر المومنین و امام حسین و بنى هاشم اند یك عده اى هم اصحاب معاویه اند، اینها هم داخلشان خواص بودند. آدمهاى بافكر، آدمهاى عاقل ، آدمهاى زرنگ طرفدار بنى امیه ، آنها هم خواص اند، آنها هم خواص دارند. پس ‍ خواص هم در یك جامعه دو جور هستند. خواص طرفدار حق و خواص ‍ طرفدار باطل ، از خواص طرفدار باطل شما چه توقع دارید؟ توقع دارید كه بنشینند علیه حق و علیه شما برنامه ریزى كند با خواص طرفدار باطل باید جنگید.

خواص طرفدار حق ، عزیزان من دو جورند، یك جور كسانى هستند كه در مقابله با دنیا و زندگى ، با مقام و شهوات ، با پول ، با لذت ، با راحتى ، با نام ، موفقند. یك دسته موافق نیستند در رابطه با این چیزهاى خوب ، اینها همه اش چیزهاى خوب ، همه اش زیباییهاى زندگى است . متاع الحیاه الدنیا متاع یعنى بهره ، اینها همین بهره هاى زندگى است ... اگر شما آن قدر مجذوب شدید، خداى نخواسته آنجایى كه كار سخت به میدان آمد، نتوانستید از اینها دست بردارید، این مى شود یك جور وگرنه از این متاع بهره هم پدید مى آید؛ اما آنجایى كه پاى امتحان سخت پیش مى آید، مى توانید راحت از اینها دست بردارید، این مى شود یك جور دیگر.

 درباره این گروه از خواص طرفدار حق ، رهبر معظم انقلاب مى فرمایند:

گروهى از خواص طرفدار حق حق را هم مى شناسد و طرفدار حق اند، در عین حال در مقابل دنیا پایشان مى لرزد. دنیا یعنى چه؟

 یعنى پول ، یعنى خانه ، یعنى شهوات ، یعنى مقام ، یعنى اسم و شهرت ، یعنى پست و مسئولیت و یعنى جان ، اگر اینها، آن جایى كه باید حق بگویند، نگویند، چون جانشان به خطر مى افتد، یا براى مقامشان یا براى شغلشان یا براى پولشان یا براى محبت به اولادشان یا براى محبت به خانواده اشان ، یا براى محبت به نزدیكان و دوستان ، خدا را رها مى كنند، اگر عده اینها زیاد بود، آن وقت دیگر واویلاست ، آن وقت دیگر حسین بن على ها به مسلخ كربلا خواهند رفت ، به قتلگاه كشیده خواهند شد، یزید مى آید سركار.

 

دوران لغزیدن خواص طرفدار حق


دوران لغزیدن خواص طرفدار حق ، از حدود شش سال هفت سال ، هفت هشت سال بعد از رحلت پیغمبر شروع شد. اصلا به مساله ى خلافت كار ندارم ، مساله ى خلافت جداست ، كار به این جریان دارم ، این جریان ، جریان بسیار خطرناكى است ! همه ى قضایا از هفت هشت سال بعد از رحلت پیغمبر شروع شد، اولش هم از این جا شروع شد كه گفتند:

 نمى شود كه سابقه دارهاى اسلام - كسانى كه در جنگهاى زمان پیغمبر را كردند، صحابه و یاران پیغمبر - با مردم دیگر یكسان باشند! اینها باید یك امتیازاتى داشته باشند! به اینها امتیازات داده شد - امتیازات مالى از بیت المال - این ، خشت اول بود حركتهاى انحرافى این طورى است ؛ از نقطه ى كمى آغاز مى شود، بعدا همین طور هر قدمى ، قدم بعدى را سرعت بیشتر مى بخشد، انحرافها از همین جا شروع شد تا به دوران عثمان رسید - اواسط دوران عثمان - در دوران خلیفه ى سوم ، وضعیت این گونه شد كه برجستگان صحابه ى پیغمبر، جزو بزرگترین سرمایه دارهاى خودشان شدند! توجه مى كنید! یعنى همین صحابه ى عالى مقام كه اسمهایشان معروف است - طلحه و زبیر، سعد بن ابى وقاص و امثال آنها - این روزگار كه هر كدامشان یك كتاب قطور سابقه ى افتخارات در بدر و حنین و احد و جاهاى دیگر داشتند؛ اینها جزو سرمایه دارهاى درجه ى اول اسلام شدند! وقتى كه یكى از آنها مرد؛ مى خواستند طلاهایى كه از او مانده بود، بین ورثه تقسیم كنند، این طلاها را كه آب كرده و شمش كرده بودند، با تبر بنا كردند به شكستن - مثل هیزم كه شما با تبر مى شكنید - ببینید چقدر طلاست كه با تبر مى شكنند! در صورتى كه طلا را با سنگ مثقال مى كشند. اینها را تاریخ ضبط كرده است !

 

اینها حرفهایى هم نیست كه بگوییم شیعه در كتابهایشان نوشته اند، نخیر. اینها حرفهایى است كه همه نوشته اند، مقدار درهم و دینارى كه از اینها به جا مى ماند، افسانه وار بود! همین وضعیت ، مسایل دوران امیر المومنین (ع ) را به بار آورد؛ یعنى در دوران امیر المومنین (ع ) چون براى یك عده مقام اهمیت پیدا كرد، با على (ع ) درافتادند. حالا بیست و پنج سال هم از رحلت پیغمبر گذشته است ، و خیلى از خطاها و اشتباهات شروع شده است ، نفس امیر المومنین (ع ) نفس پیغمبر (ص ) است ، اگر این بیست و پنج سال فاصله نشده بود، امیر المومنین (ع ) براى ساختن آن جامعه ، هیچ مشكلى نداشت . اما امیر المومنین با این چنین جامعه یى مواجه شد، جامعه یى كه یاخذون مال الله دولا و عباد الله خولا و دین الله دخلا بینهم جامعه یى كه ارزشها در آن ، تحت الشعاع دنیا دارى قرار گرفته است . این جامعه یى است كه وقتى امیر المومنین (ع ) مى خواهد مردم را به جهاد ببرد برایش آن همه مشكلات و دردسر دارد.

 

برگرفته از کتاب خواص و لحظه های تاریخ ساز





نوع مطلب :
برچسب ها :




درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سرباز نرم
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :